تبليغاتX
ابر سیاه
ای یار ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند...
 

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

 

چرا مجاهدین...

سال گذشته همین وقتا بود که با چند نفر از دوستان

برای دیدن لطف الله میثمی به تهران رفتیم انگیزه ی این

دیدار استفاده از تجارب و گفته ها و تحلیل کتاب خاطرات

ایشون بود.دوست عزیزم علی مهدویه برای تابستون دو

جلد کتاب خاطرات این مجاهد نستوه رو به من و دیگر

بچه ها دادن که ما با مطالعه ی این کتاب دیدی جامعتر

نسبت به جریان شناسی سیاسی معاصر ایران داشته

باشیم با مطالعه ی خاطرات مهندس میثمی اظطراب من

در مورد یک مسئله بیشتر شد که چگونه میشود از نسل

مجاهدان بزرگ ونستوه مانند شهیدان حنیف نژاد-بدیع

زادگان وسعید محسن و رضایی ها و مشکین فام

ها .............هسته ی سازمان بعد از اعدام سران هم به

انحراف و ضربه ۵۴ (مارکسیست شدن قسمت اعظم

سازمان)وهم منحرف شدن اعضای باقیمانده (منهای عده

ای معدود)دچار شود. چگونه میشود که مسعود رجوی

که با آن حجم مطالعه و نوشتن جزوه های مذهبی و

تفسیر قرآن کریم به یکباره تبدیل به یک تروریست روانی

و خیانتکار  به سرزمین مادریش میشود آنجا که به قتل و

کشتار مردم بی گناه می پردازد و خود را خدا و رهبر

برگزیده ی ایران مینامد و درهمکاری با رژیم بعث عراق

دربرابر صدام با اشاره به وی میگویید من وطنم را با

صاحبش میخواهم..........میثمی تا حدودی به این سوال

و اظطراب من جواب داد و غرور و خودکامگی را دلیلی برای

 انحراف ذکر کرد و مانوس شدن با فهم اصیل قران و

پرهیز از تفسیر نابجا و بازگشت به قرآن را توصیه کرد اما

هنور هم این اظطراب به خاطر غفلت ها و کم کاریها در

من بوجود آمده که شاید حوادثی  آنچنان مرا در خواب غفلت فرو

ببرد که از راه و هدفم باز بمانم و یا منحرف شوم..........

اینچنین است که از خدای خود درخواست میکنم که ربنا

لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و ربی اختیار سوره ی والعصر

را به یاد می آورم که قسم به عصر که انسان ها

در تباهی اند مگر آنانکه................  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط میرحسن  |