|
ای یار ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند...
|
رمضان آمده است ولی علی هنوز تنهاست...
ای علی که جمله عقل ودیده ای شمه ای واگو از آنچه دیده ای
تیغ حلمت جان ما را چاک کرد آب علمت خاک ما را پاک کرد
امشب فریاد میزنم آه شرم باد بر من چگونه امشب بیاسایم که در همین نزدیکی ها
کودکی سقف ندارد...امشب دخترکی گرسنه است
و یکی چون من...
ای صاحب آن بازویی که هر ضر به اش از عبادت هر دو جهان
برتر است من چگون از تو دم زنم که گریه های کودکان
تنهای تودر تو احساس انسانی ام را تحریک
نمیکند و باز چگونه از تو دم زنم که اقیانوسی از تو را
کم دارم ای علی شب های کوچه های تنگ و تاریک در زیر
شلاق و سوز ورنج عابری چون تو را کم دارد کم که نه کسی
چون تو را ندارد...
شب قدر دارد نزدیک میشود ((ای علی(ع) کجایی که تشنه
عدالتم)) شب قدر ما کی فرا میرسد. شبی که قرآن آن را آنگونه
توصیف میکند پس باید شبی باشد که سعادت واقعی محرومان
و مستضعفان در آن نهفته باشد پس شب قدر واقعی ما کجاست.
به یاد مصطفی چمران ونیایش های عارفانه اش افتاده ام و با او امشب فریاد میزنم
:((خدا یا تو را شکر میکنم که به من درد دادی
و نعمت درک درد عطا فرمودی و تو را شکر میکنم که جانم را
به آتش غم سوزاندی و قلب محرومم را برای همیشه داغدار کردی
دلم را سوختی وشکستی تا فقط جایگاه تو باشد )